مرتضى راوندى

635

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

علاوه بر اين ، در منابع زرتشتى ، حفظ و نگهدارى حيوانات اهلى و مبارزه با حيوانات زيانبخش تأكيد شده است . در بهمن يشت ، باب 22 ، فقرهء 61 ، به ارزش اقتصادى گاو ، اشاره شده است : « نيروى ما از گاو ، اطمينان دل به گاو است ؛ شيار كه در نتيجهء آن غذا از زمين بيرون مىآيد بوسيلهء گاو انجام مىگيرد . » « 1 » چنان كه ديديم ، در اوستا به دامپرورى و گله‌دارى اهميت خاص داده شده و همه‌جا مردم را به نگاهدارى و پرورش دام تشويق مىكند . در فروردين‌يشت ، چنين آمده است : « روانهاى چهارپايان اهلى را مىستاييم . . . پرندگان را مىستاييم ، جانوران را مىستاييم . . . » در ونديداد ، فرگرد سوم ، قسمت 1 ، فقرهء 6 ، چنين مىخوانيم : « اى آفرينندهء جهان مادى ، پنجمين جايى كه زمين به حداكثر شادمان است كجاست ؟ . . . - آنجا كه گله و رمه بيشتر باشد و بيشترين مقدار كود ريخته شود . . . » همچنين در ارديبهشت‌يشت ، فقرهء هفتم ، مىخوانيم : ناخوشيها فرار كنيد ، مرگ بگريز ، ديوها بگريزيد ، پتياره‌ها ( نكبتها و زشتيها ) فرار كنيد ، آموزگار دروغين كينه‌ور از آيين پاك بگريز ، مرد ستمكار بگريز . . . » در جلد دوم كتاب‌يشتها ، ص 305 ، چنين آمده است : « . . . در كجا زمين بيش از همه جا شاد است ؟ - در آنجا كه مرد پاكدينى خانه برپا كند و آن خانه از آتش و شتر و زن و فرزند و گله برخوردار باشد . . . و گاو و راستى و علوفه و سگ و آنچه از براى زندگى خوش بايد ، در آنجا فراوان باشد . فقرهء چهار : در كجا زمين بيش از همه‌جا شاد است ؟ - در آنجايى كه بيش از همه‌جا گندم و گياه و درختهاى ميوه بكارند ؛ در آنجايى كه زمين خشك است ، آب برسانند و در آنجايى كه آبگير است خشك كنند . زمين ناشاد است ، اگر مدت زمانى شيار نشده باير بماند . » علاوه بر اين ، چنان كه گفتيم در وننديشت ، كشتن حشرات موذى ثواب شمرده شده است نظير « وزغ ، مار ، كژدم ، مگس ، مورچه ، موش . دشمنى ايرانيان نسبت به حشرات موذى ، در قديم ، در همه‌جا شهرت داشته است . هردوت نيز ، مىنويسد : مغها كشتن مورچه و مار را ثواب بزرگ مىدانند . » « 2 » در جاى ديگر ، مردم به كاروكوشش تبليغ شده‌اند : « كوشا و مبارز باش و از نانى كه خود از راه نيك و با كاروكوشش به دست كرده باشى بهره‌اى از آن براى خدا و نيكوكاران كنار نه . به خواستهء ديگران چشم مدوز تا نان خود را از دست ندهى . هركه از دسترنج ديگرى خورد ، چنان باشد كه سر او را در كف گرفته مغز او را مىخورد . » « 3 » در يشتها كه قسمتى از كتاب مقدس اوستاست ، در فقرات 6 تا 14 ، به مردم ايران تأكيد شده است كه در پناه كاروكوشش ، از انواع نعمتهاى مادى و زندگى باشكوه و آرامش و غذاى فراوان و گوناگون و بوهاى خوش و بسترها و بالشهاى آراسته و خانه‌هاى خوب و زنان

--> ( 1 ) . يشتها ، پيشين . ج 1 . ص 143 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 357 . ( 3 ) . مينوى خرد ( نقل به معنى ، از دينشاه ) .